X
تبلیغات
گلف استریم

شنبه چهاردهم بهمن 1391

چرا لایه ازن در قطب سوراخ می شود ؟

 

چرا لایه ازن در قطب سوراخ می شود ؟

در زمستان در طول شبهای قطبی، نور خورشید درتمام سطح قطب جنوب در دسترس نیست ، به همین دلیل در این قطب در لایه استراتوسفر طوفان هاى سنگینی گسترش مى یابند كه به آن ها "گرداب قطبی"(polar vortex) مى گویند . گرداب قطبی می تواند ذرات سازنده هوا را تجزیه كند .این گرداب ها باعث ایجاد ابرهاى سردی می شوند كه بر فراز قطب جنوب جریان می یابند. كه به این ابرها "ابر استراتوسفر قطبی" (polar stratosphere cloud) می گویند.اختصار آن psc است. Pscها بسیار سرد هستند و دمای آن ها حدود 80- سیلسیوس است.* Psc از نیتریك اسید تری هیدرات (nitric acid trihydrate) تشكیل شده است و با ابرهایی كه ما آن ها را در آسمان می بینیم كاملاً متفاوتند. پس این ابرهای اسیدی می توانند لایه اوزون را تخریب كنند. "بنایراین با استناد به تحقیقات انجام یافته ،موارد زیر را می توان از عوامل موثر در تخریب لایه اوزون دانست: 1)محور زمین به گونه اى مى باشد كه نور خورشید به قطب شمال بیشتر از قطب جنوب مى تابد به همین دلیل ضخامت لایه اوزون در قطب شمال بیشتراز ضخامت آن در قطب جنوب مى باشد (زیرا ما گفتیم كه پیوند میان مولكول اكسیژن و اتم اكسیژن در مولكول اوزون بسیار ضعیف مى باشد و ممكن است با كوچكترین برخورد از هم جدا ویا با دریافت كوچكترین انرژى(مانند انرژى تابشى خورشید ) به حالت اولیه خود برگردند) 2)از مورد دوم نتیجه مى گیریم كه هواى قطب جنوب سردتر از هواى قطب شمال مى باشد ، بنابراین هواى گرم هنگامى كه بر اثر جریان هایى به قطب جنوب مى روند ، چون سبك مى باشند ،به سمت بالا مى روند و موجب نابودى لایه هاى اوزون برفراز قطب جنوب مىشوند. 3)در زمستان نور خورشید كاملاً در تمام سطح قطب جنوب در دسترس نمی باشد، واین امر باعث كاهش دما و تشكیل ابرهای psc می شود . 4) ابرهای psc اسیدی هستند و به همین دلیل آن ها به لایه اوزون آسیب می رسانند .

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 0:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم آبان 1391

علت اختلاف دما در لایه های مختلف هوا کره چیست ؟

علت اختلاف دما در لایه های مختلف هوا کره چیست ؟

 

 

هوا بر اساس تغییرات دما به چهار لایه تروپوسفر، استراتوسفر ، مزوسفر و ترموسفر تقسیم می شود:

 

در تروپوسفر با افزایش ارتفاع ، دما کاهش می یابد . زیرا هر چه از سطح زمین دور تر شویم گرمای منعکس شده از زمین که از خورشید گرفته است کمتر هوا را گرم می کند ، از  طرفی با افزایش ارتفاع غلظت هوا کاهش می یابد و قابلیت جذب مستقیم انرزی حرارتی خورشید به وسیله ی هوا کمترمی شود و دما کاهش می یابد.

در استراتوسفر با افزایش ارتفاع ، دما افزایش می یابد زیرا اوزون موجود در این لایه پرتو های فرابنفش نور خورشید را جذب می کند و ضمن تبدیل شدن به اکسیژن پرتوهای فرو سرخ تولید می کند که موجب گرم شدن این لایه می شود .

در مزوسفر با افزایش ارتفاع دما کاهش می یابد زیرا در آن پدیده ی گرمازایی انجام نمی شود و با افزایش ارتفاع غلظت هوا کاهش می یابد و دما هم کاهش می یابد .

در ترموسفر با افزایش ارتفاع به علت جذب پرتوهای فرابنفش با طول موج کوتاه دما افزایش می یابد .

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 23:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390

سری واکنشی‏ بوون‏ چیست؟

سری واکنشی بوون

یکی از پژوهش‏های ارزشمندی که درمورد تبلور ماگما، در اوایل قرن بیستم و به‏وسیلهء ژئوفیزیکدان آمریکایی به‏نام بوون‏1 انجام شد،سری واکنشی بوون است.

بوون در آزمایشگاه،مراحل تبلور ماگما را مطالعه کرد.او با سرد کردن تدریجی ماگما در آزمایشگاه،دریافت که برخی از کانی‏ها زودتر از بقیه متبلور می‏شوند و به‏تدریج که دمای ماگما کاهش می‏یابد،کانی‏های جدیدی شروع به تبلور می‏کنند.او مشاهده نمود،با ادامهء فرایند تبلور،ترکیب شیمیایی مادهء مذاب‏ مرتب تغییر می‏کند.به‏عنوان‏مثال،در مرحله‏ای که حدود 50 درصد ماگما منجمد(متبلور)شده است،قسمت مذاب باقی‏ مانده،تقریبا عاری از آهن،منیزیم و کلسیم می‏شود؛زیرا این‏ عناصر در ساختمان بلوری اولین کانی‏های متبلور شده قرار گرفته‏اند.در عوض مادهء مذاب باقی‏مانده از عناصر سدیم،پتاسیم‏ و سیلیسیم،غنی شده است.

بنابراین تا این‏جا می‏توان نتیجه گرفت:کانی‏های غنی از آهن، منیزیم و کلسیم،در مراحل اولیهء تبلور ماگما که معمولا در دما و عمق زیاد است و کانی‏های غنی از سدیم،پتاسیم و سیلیسیم،در مراحل نهایی تبلور ماگما که معمولا در دما و عمق کم‏تری است، متبلور می‏شوند.علاوه‏بر یافته‏های فوق،بوون دریافت که اگر یک کانی بعداز تبلور در مادهء مذاب در تماس باشد،با آن(مادهء مذاب)وارد واکنش دیگری می‏شود که حاصل آن،به‏وجود آمدن‏ کانی جدیدی است.چنانچه شرایط لازم فراهم باشد،کانی جدید نیز با مادهء مذاب موجود واکنش می‏دهند و یک کانی جدیدتر به‏وجود می‏آید.به‏همین‏ترتیب،کانی جدیدتر نیز با مادهء مذاب‏ موجود واکنش می‏دهد و یک کانی جدیدتر به‏وجود می‏آید.به‏ همین‏دلیل،مجموعه کانی‏هایی که به‏این‏ترتیب و به‏صورت‏ یک‏سری مسلسل‏وار پشت‏سرهم تشکیل می‏شوند،«سریواکنشی‏2بوون»خوانده می‏شود.

به‏عنوان‏مثال،کانی‏های محلول جامد الیوین‏ [ (Fe,Mg)2SiO4 ]که غنی از آهن و منیزیم هستند،در دمای حدود C 1600 متبلور می‏شوند.چنانچه این کانی‏ها از مادهء مذاب جدا شوند و در کف آشیانهء ماگما روی‏هم انباشته شوند،سنگ‏های‏ فوق باریک‏مانند پریدوتیت‏ها را به‏وجود می‏آورند.و درصورتی‏ که از ماده مذاب جدا نشوند و با آن در تماس باشند،با آن واکنش‏ می‏دهند و کانی جدید پیروکسن‏[ (Fe,Mg)sio3 ]را به‏وجود می‏آورند.درصورت مهیا بودن شرایط فوق،این کانی جدید نیز با

مادهءمذاب واکنش می‏دهد و کانی جدیدتر آمفیبول‏ ( CaMg5Si8O22(oH)2 )راحاصل می‏نماید.به‏همین‏ترتیب، آمفیبول نیز با مادهء مذاب واکنش می‏دهد و کانی بیوتیت‏ ( K(Mg,Fe)3Si3O10(OH)2 )را به‏وجود می‏آورد.

پرواضح است،این سری از کانی‏ها،هریک ویژگی‏های‏ کانی‏شناسی و ساختمان بلوری خاص خود را دارند و به‏ یکدیگر شباهت چندانی ندارند.بنابراین به آن‏ها سری‏واکنشی‏ ناپیوسته‏3اطلاق می‏شود.درحالی‏که در کنار سری‏واکنشی‏ ناپیوسته،بوون سری‏واکنشی پیوسته‏4را نیز معرفی کرده است‏ و این چیزی نیست جز روند تبلور فلدسپات‏های پلاژیوکلاز که ابتدا با تبلور پلاژیوکلازهای کلسیم‏دار مانند آلورتیت‏ ( CaAl2Si2O8 )آغاز و باادامهء فرایند تبلور و کاهش دما،کانی‏ فوق با مادهء مذاب وارد واکنش می‏شود و به‏ترتیب کانی‏های: بیتونیت،لابرادوریت،آندزین،الیگوکلاز و آلبیت‏ ( NaAisi3o8 )،حاصل می‏شوند.

همان‏گونه‏که مشخص است،به‏ترتیب تبلور،از میزان‏ کلسیم کاسته شده و برمیزان سدیم افزوده شده است.ولی آنچه‏ که مسلم است،همه کانی‏های این سری به‏ترتیب آنورتیت(قطب‏ غنی از کلسیم)،بیتونیت،لابرادوریت،آندزین، الیگوکلاز و آلبیت(قطب غنی از سدیم)محلول جامدی می‏باشند که دارای ساختمان بلوری و ویژگی‏های کانی‏شناسی تقریبا یکسانی می‏باشند.به‏همین‏دلیل،به‏مجموعه آن‏ها«سری‏ واکنشی پیوسته»گفته می‏شود.

البته گاهی روند سرد شدن ماگما به‏قدری سریع است که‏ پلاژیوکلازها فرصت لازم را برای تفکیک تبلور پیدا نمی‏کنند و به‏صورت ساخت منطقه‏ای(زونه)5متبلور می‏شوند؛یعنی در قسمت مرکزی پلاژیوکلازهای کلسیم‏دار و در حاشیهء پلاژیوکلازهای سدیم‏دار،تبلور حاصل می‏نمایند.

و بالاخره بوون دریافت در مراحل نهایی تبلور ماگما،مادهء مذاب‏ باقی‏مانده از عناصر سیلیسیم و پتاسیم غنی هستند و باروند کاهش‏ دما،به‏ترتیب کانی‏های ارتوکلاز( KAlSi3O8 )که نوعی فلدسپات‏ پتاسیم‏دار است،مسکوویت( KAl3Si3O10(OH)2 )و کوارتز ( SiO2 حاصل می‏شوند.

(به تصویرصفحه مراجعه شود) بنابراین می‏توان نظریهء بوون را درمورد تبلور کانی‏ها از ماگمای‏ بازالتی درحال انجماد،به‏صورت زیر خلاصه کرد:

چنانچه ترکیب شیمیایی ماگمایی بازالتی،از عناصر آلومینیم( Al )،کلسیم( Ca )و سدیم( Na غنی باشد،ابتدا کانی‏های پلاژیوکلاز کلسیم‏دار شروع به تبلور می‏کنند و به‏ موازات کاهش دما و انجام واکنش شیمیایی بین کانی‏های‏ متبلور و مادهء مذاب،عنصر کلسیم جای خود را به عنصر سدیم‏ می‏دهد و سری واکنشی پیوسته را به‏وجود می‏آورد.اما در صورتی‏که ترکیب شیمیایی ماگمایی بازالتی،از عناصر آهن‏ ( Fe )و منیزیم( Mg )غنی باشد و ابتدا کانی الیوین و به‏موازات‏ کاهش دما و انجام واکنش شیمیایی بین کانی الیوین و مادهء مذاب،به‏ترتیب کانی‏های پیروکسن،آمفیبول و بیوتیت‏ حاصل می‏شوند که همان سری‏واکنشی ناپیوسته می‏باشند. در مراحل نهایی تبلور،به‏ترتیب کانی‏های ارتوکلاز، مسکوویت و کوارتز متبلور می‏شوند.

اکنون باتوجه به یافته‏های بوون می‏توان گفت:

-سنگ‏های دارای کانی‏های غنی از آهن و منیزیم و پلاژیوکلاز کلسیم‏دار،معمولا در دما و عمق زیاد و به‏رنگ تیره‏ تشکیل می‏شوند و شامل سنگ‏های پریدوتیت،گابرو و بازالت‏ هستند که ترکیب شیمیایی فوق بازیک تا بازیک دارند.

-سنگ‏های دارای کانی‏های غنی از سدیم،پتاسیم و سیلیسیم،معمولا در دما و عمق کم‏تر و به رنگ روشن دیده‏ می‏شوند وشامل سنگ‏های گرانیت و ریولیت هستند که ترکیب‏ شیمیایی اسیدی دارند.

-سنگ‏های حدواسط شامل دیوریت و آندزیت هستند و ویژگی‏های حدواسط بین دو گروه فوق را دارند.

منابع

1.مبانی زمین‏شناسی،ترجمهء رسول اخروی،390 صفحه،1380.

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 8:1 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم بهمن 1390

گرافیت

گرافیت (Graphite)
▪ رنگ :
سیاه
▪ لمس :
چرب
▪ فرمول شیمیایی :
C
▪ سیستم تبلور :
هگزاگونال
در اصل همان عنصر كربن می باشد كه در سیستم هگزاگونال متبلور می گردد.
ماده ای نرم و سیاهرنگ و چرب می باشد. گرافیت دارای رخ كامل است و اثر خط خاكستری و جلای فلزی روشن تا تیره بوده و كوچكترین جزء آن نیز به حالت اوپك می باشد. گرافیت به صورت مصنوعی نیز ساخته می شود.
▪ سه اصطلاح تجاری در مورد گرافیت بكار می برند كه
۱) ونس های بلوری یا فلسی كه شكل ورقه ای داشته و به صورت اجزاء پخش شده در شیستها می باشد. ۲) كلوخه های بلوری كه به صورت تیغه ای، فیبری و سوزنی بوده و به صورت رگه ها و دگرگونی مجاورتی می باشد.
۳) كلوخه های بی شكل كه به شكل توده ای، بلورهای غیرقابل تشخیص با هم بوده و به صورت رگه های و ذخایر دگرگونی مجاورتی و رگه های دگرگون شده زغال می باشند كه به این دسته ها گردگرافیت dust یا ذرات گرافیت chip معروفند.
● خواص تشخیص:
گرافیت را از رنگ سیاه آن به حالت متورقش، لمس چرب می توان تشخیص داد. در دمای بالا مشتعل شده و به CO۲ تبدیل می شود. اسیدها بر آن بی اثرند.
● پیدایش:
در سنگهای دگرگونی نظیر آهكهای بلورین، شیست و گنیس ها دیده می شود. از مواد كربنی دارای منشاء آلی در حین عمل دگرگونی گرافیت به وجود می آید. گاهی در سنگهای آذرین و هم در سنگهای شخانه ای آهن دار به صورت ندولهای گرافیتی دیده شده است.
● كاربرد:
در صنعت بیشتر برای ساخت بوته های نسوز در صنایع تولید برنج، مس و مفرغ به كار می رود. مخلوط گرافیت با روغن برای روغنكاری دستگاهها جهت جلوگیری از اصطكاك به كار می رود. گرافیت در ساختن مغز مداد با رس دانه ریز مخلوط می شود. در مصارف الكتریكی در باتریهای
الكترودها و دستگاههای تایپ الكتریكی كاربرد دارد.
● علت نامگذاری:
نام آن در لغت یونانی به معنی نوشتن گرفته شده است.
منبع:http://www.aftabir.com
نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 23:40 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم بهمن 1390

سرپانتین

سرپانتین (Serpantine) با فرمول شیمیایی Mg, Fe)3Si2O5(OH)4) این کانی را می‌توان به فراوانی در: آلمان، سوئیس، اتریش، نروژ، بریتانیای كبیر، چك‌و‌اسلواكی، امریكا، ایران و زیمبابوه یافت.

اطلاعات کلی:

دلیل‌نام‌گذاری از كلمه لاتین Serpens به معنی مار گرفته شده است.
رده بندی سیلیكات
اطلاعات کانی شناسی
ساختار بلوری تک‌شیب
شکل بلوری فلسی، رشته‌ای یا الیافی، پهن و كوتاه
شکل ظاهری میكروبلور، دانه‌ای توده‌ای، الیافی
رنگ سبز، زرد، قهوه‌ای، سیاه، قرمز
رنگ خاکه سفید، خاكستری
جلا چرب - كدر
شفافیت نیمه‌شفاف
اثر اسید حل شونده در HCl و H2SO4
پاراژنز كرومیت، كوارتز
کانی مشابه تالك

منبع: http://fa.wikipedia.org

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 23:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم بهمن 1390

تالک

تالک ، سیلیکات منیزیم آبدار است. این کانی در طبیعت بطور کلی در سنگهای دگرگونی یافت می‌شود. تالک در شرایط مناسب در دگرگونی همبری نوع متادوماتیزم و دگرگونی ناحیه‌ای تشکیل می‌شود. ترکیب شیمیایی تالک و کانیهای همراه آن شامل سرپانتین ، کلریت ، آنتوفیلیت ، ترمولیت ، دیوسپید ، دولومیت و کلسیت می‌باشد.

نگاه اجمالی

در دگرگونی همبری یا مجاورتی توده‌های نفوذی غنی از محلولهای ماگمایی ضمن نفوذ در سنگهای کربناته غنی از منیزیم (دولومیت) موجب تشکیل اسکار منیزیم‌دار می‌شوند. تالک از کانیهای مهم اسکارنهای منیزیم‌دار است. و در دگرگونی ناحیه‌ای سنگهای مافیکی ، اولترامافیکی و دولومیتها در دگرگونی ناحیه‌ای حرارتی پایین تا متوسط موجب تشکیل تالک شیست می‌شود که مهمترین منبع تالک بشمار می‌روند. بیشتر تالک دنیا از تالک شیست و سنگهای سرپانتینی شده بدست می‌آید.

تصویر

مصارف مهم تالک

مهمترین مصارف تالک بدین صورت می‌باشد که کاغذ سازی 42 درصد، پلاستیک 9.2 درصد ، سرامیک 21 درصد ، رنگ سازی 8.5 درصد ، پوشش بام 5.4 درصد ، دارویی 2 درصد ، لوازم آرایشی 2 درصد و لاستیک ، خوراک دام ، کنترل آلودگی ، پولیش و کشاورزی کاربرد دارد.

کاغذ سازی

از تالک در سه مرحله در ساخت کاغذی می‌توان استفاده کرد پرکننده ، کنترل ناهمواری و روکش. 42 درصد تالک تولیدی جهان در کاغذ سازی به مصرف می‌رسد. بخش اعظم تالک در کاغذ سازی به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌شود. میزان تالک مصرفی در صنعت کاغذ سازی در سال 1994 بالغ بر 2.7 میلیون تن گزارش شده است. در آمریکا به دلیل فراوانی کائولن مورد نیاز برای صنعت کاغذ سازی مصرف کائولن در این صنعت بیشتر از تالک بوده و در اروپا مصرف تالک بیشتر است.

مزایای استفاده از تالک به جای کائولین به عنوان پرکننده عبارتند از بهبود حالت نرمی ، تخلخل ، ماتی، سایش و اندیس زردی. از تالک به دلیل شکل صفحه‌ای و شفافیت بسیار خوب به عنوان روکش کاغذ استفاده می‌شود. استفاده از تالک به عنوان روکش موجب ویژگیهایی در کاغذ می‌شود که عبارتند از گلاسه ، نرمی ، کاهش اصطکاک و افزایش کیفیت چاپ استفاده از تالک و یا کائولین به عنوان روکش بستگی به قیمت این دو نوع ماده معدنی دارد. بیش از 90 درصد تالک استفاده شده در آمریکای شمالی در کاغذ سازی به منظور کنترل ناهمواری و کاهش چسبندگی است.

تصویر

سرامیک

21 درصد تالک تولیدی جهان در ساخت انواع سرامیکها به مصرف می‌سرد. از تالک به دلیل دارا بودن ضریب انبساط و انقباض مناسب ، ضریب پخش خوب و ارزانی قیمت در انواع سرامیکها استفاده می‌شود. در بدنه (بیسکویت) سرامیکهای سنتی از تالک به میزان 30 تا 60 درصد استفاده می‌شود. در سرامیکهای پیشرفته از تالک نیز استفاده ویژه می‌شود.

سرامیکهای استاتیت که به عنوان عایقهای الکتریکی استفاده می‌شوند، از تالک 10 درصد کائولین و 10 درصد کربنات باریم در دمای 1349 - 1355 درجه سانتیگراد (12-13 ساعت) ساخته می‌شود. سرامیکهای کوردیریت به دو روش ساخته می‌شوند. مخلوط 44 درصد تالک خالص ، 41 درصد کائولین و 15 درصد اکسید آلومینیوم و یا 50 درصد کائولین و 50 درصد کلریت غنی از منیزیم.

پلاستیک

2.9 درصد تالک تولیدی جهان در پلاستیک به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌شود. در صنعت پلاستیک سازی به دلیل شکل ، اندازه ، مقاومت حرارتی و شکل پذیری تالک از آن به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌شود. تالک به منظور افزایش مقاومت مکانیکی و بالا بردن کیفیت سطح (کاهش خراشیدگی) ، به پلی پروپیلن (pp) افزوده می‌شود. در اتومبیل از پلاستیکهای مخصوص با عنوان پلاستیکهای حرارتی مهندسی (ETP) استفاده می‌شود. کاربرد دیگر تالک در پلاستیک به منظور جلوگیری از گرفتکی و چسبندگی در پلاستیک است.

رنگ سازی

امروزه تالک با اکسید تیتان رقابت می نماید. حدود 8.5 درصد تالک تولیدی جهان به عنوان ماده پرکننده و رنگی در صنعت رنگ سازی استفاده می‌شود. خواص مهم تالک در رنگ عبارت است از نرمی ، ضریب پخش خوب ، خنثی بودن در مقابل محلولها و وزن مخصوص کم.

مصارف دیگر

مصارف دیگر تالک عبارت است از مواد آرایشی ، پودر بچه ، به عنوان ماده پایین آورنده ضریب اصطکاک ، جوهر ، مهار کردن آتش سوزی ، مصارف دارویی و پارچه بافی.

میزان تولید

میزان تولیدی تالک دنیا در سال 1994 بالغ بر 6.41 میلیون تن گزارش شده است. تولید جهانی تالک در سال 1995 به 8.087727 تن افزایش یافته است.

منبع:http://daneshnameh.roshd.ir

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 23:31 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم آبان 1390

ابر و مه

 
ابر و مه
ابر ومه- ابر، مجموعه اى از قطرات خيلى ريز آب با تکيه هاى کوچک يخ است .براى تشکيل ابر، بايد هواى مرطوب، سرد شود ودکاى آن به پايين تر از نقطه شبنم برسد .با تشکيل قطرات آب يا تکه هاى بخ ،اين ذرات در هوا معلق مى مانند ومجموعه آنها ،ابرها را تشکيل مى دهند.
از نظر کلى،ابر و مه تفاوتى ندارند ،فقط مه در قسمت هاى پايين وابر در نواحى بالا تشکيل مى شود.
اقسام ابر- ابرها در آسمان به شکلهاى مختلف ديده مى شوند ،از نظر ارتفاع با هم تفاوت دارند واز نظر توليد برف وباران نيز متفاوت اند.
اصولاً ابرها را به سه دسته کلى لايه اى (استراتوس)،توده اى (کومولوس) وپر مانند (سيروس) تقسيم مى کنند .ابرى که مشخصات دو دسته از اين ابرها را داشته باشد به نام هر دو ناميده مى شود (مثل ابرهاى سيرواستراتوس وسيروکومولوس )،از سوى ديگر ،اگر ارتفاع تشکيل ابر بيش از ارتفاع معمولى ابرها باشد در جلو نام آن پيشوند آلتو قرار مى دهند واگر ابر قدرت بارندگى داشته باشد،در جلو نام آن کلمه نيمبوس را به کار مى برند.

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 0:4 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم بهمن 1389

کانی ها

كاني جسمي است هموژن كه در پوسته زمين بوجود مي آيد و داراي فرمول شيميايي و سيستم تبلور مشخصي مي باشد . بنابرين كليه كاني هاي يك گروه داراي سيستم تبلور و تركيب شيميايي يكسان هستند .
اما سنگها ، برخلاف كاني ها ، هتروژن مي باشند زيرا از تركيب چندين كاني مختلف بوجود مي آيند . هرچند كه بعضي از سنگ ها ممكنست فقط از يك كاني تشكيل شده باشند كه درين صورت بعنوان سنگ تك كاني توصيف مي شوند . سنگ ها به سه گروه اصلي تقسيم مي شوند : آذرين ، دگرگوني و رسوبي .

يك سنگ آذرين ازسرد شدن مواد مذاب موجود در درون زمين بوجود مي آيد . اين مواد مذاب اگر در زير زمين باشد، ماگما ، و اگر به سطح زمين فوران كند ، لاوا ، ناميده مي شود . بديهي است سنگهايي كه بر اثرسرد شدن ماگما دراعماق زمين بوجود مي آيند ، بدليل صرف زمان بيشتر جهت تبلور ، داراي بلورهاي درشت و شكلدار هستند . و برعكس سنگ هايي كه از انجماد لاوا در سطح زمين تشكيل مي شوند ، بدليل سرعت سرد شدن ، داراي بلورهاي ريز و يا فاقد بلور و شيشه اي ميباشند .   سنگ هاي دگرگوني سنگ هايي هستند كه از دگرگون شدن سنگهايي كه در اعماق زمين تحت تاثير فشار و حرارت زياد قرار گيرفته اند بوجود مي آيند . علاوه بر ان نفوذ مواد مذاب و گازهاي حاصله از آنها نيزبر سنگهاي مجاور اثر گذاشته و آنها را دگرگون مي كند. 
منشا سنگ هاي رسوبي ، مواد تخريبي و فرسايشي سطح زمين است كه بر اثرعوامل مكانيكي و يا شيميايي ، تحت تاثير نيروهاي خارجي مانند : نور آفتاب ، يخبندان ، آب هاي جاري ، باران ، باد و عناصر ارگانيكي حاصل مي گردند .
سنگ قيمتي به كليه مواد طبيعي كه از نظر ارزش مادي قابل توجه باشند ، گفته مي شود . درين تعريف كمي اغماض بكار رفته است زيرا هر نمونه بر اساس قابليت و ارزش خودش قيمت گذاري و قضاوت مي شود ، در نتيجه حتي همه الماس ها قيمتي نيستند . آنهايي كه فاقد پاكي و تلولو باشند بعنوان ابزار سابنده و برش دهنده در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرند . بعضي از كاني ها انواع سنگهاي قيمتي را مي سازند . بعنوان مثال كاني كروندم جواهر نيست ، ولي ممكنست بشكل يك ياقوت يا سفاير گرانقيمت در آيد .

مقياس سختي موس

 

  سختي ( مقاومت يك كاني در برابر خراش يا سابش ) به قدرت پيوند اتمي در ساختمان بلور ، بستگي دارد . برخي كاني ها ، مانند تالك بقدري نرم هستند كه سابيدن آن بين دو انگشت سبب شكسته شدن اين پيوند مي شود . و برعكس ، الماس ، بقدري پيوند محكمي دارد كه تنها بوسيله يك الماس طبيعي ديگر خراشيده مي شود . سختي هر كاني بوسيله ايجاد خراش روي سطح صاف آن توسط لبه تيز يك كاني با سختي شناخته شده ، تعيين مي گردد.
  در سال 1812 كاني شناس آلمانی ، فردريك موس ، پيشنهاد كرد كه 10 كاني شناخته شده متداول بعنوان مقياس مورد استفاده قرار گيرند . اين كاني ها و سختي در نظر گرفته شده براي آنها عبارتند از: تالك 1، ژيپس 2 ، كلسيت 3 ، فلوريت 4 ، آپاتيت 5 ، ارتوكلاز6 ، كوارتز 7 ، توپاز 8 ، كروندم 9 و الماس 10 . هر كاني مي تواند كاني مشابه يا با سختي كمتر را خش بياندازد ولي كاني هاي با درجات بالاتر را نه . كاني هايي كه سختي آنها تا 2 است را با ناخن و آنهايي كه تا سختي 5 دارند را مي توان با چاقو خط انداخت ولي براي سختي هاي بالاتر بايد از كاني ها استفاده كرد . بعضي از كاني ها در جهات مختلف داراي سختي هاي متفاوتي مي باشند ، لذا تشخيص آن كمي مشكل تر مي شود .

سيستم تبلور

 

  يكي از مهمترين اشكال شناسايي كاني ها ( در بعضي موارد تنها شكل شناسايي ) ، ساختمان داخلي آنهاست . در كاني شناسي هفت سيستم تقارن يا سيستم تبلور وجود دارد . كوبيك ( مكعبي ) ، هگزاگونال ( شش وجهي ) ، مونوكلينيك ( كج لوزي ) ، ارتورومبيك ( راست لوزي ) ، تتراگونال ( چهار وجهي ) ، تريكلينيك ( كج وجهي ) و تريگونال ( سه وجهي ) .

تقريباٌ همه كاني ها از يكي ازين سيستم ها پيروي مي كنند ، اگرچه تعداد كمي مانند ورتزيت در دو سيستم متبلور مي شوند .برخي دانشمندان معتقدند كه حتي مواد ي مانند صمغ كه در طبيعت بصورت غير بلورين ( بدون هيچگونه شكل مشخص ) ديده مي شوند ، ممكنست زماني بعضي انواع تقارن را نشان دهند . اگر اجسام سخت 360 درجه در جهتي چرخانده شوند و شكل مشابهي را ( در حين چرخش ) از خود نشان دهند ، گفته مي شود كه تقارن دارند .بعضي بلورها دوبار تكرار مي شوند و برخي سه ، چهار و شش بار. بنابرين اين بلورها سه ، چهار و شش نقطه تقارن دارند . توجه داشته باشيد كه هيچ بلوري پنج نقطه تقارن نشان نمي دهد .
   متقارن ترين بلورها آنهايي هستند كه در سيستم كوبيك متبلور مي شوند . دراين سيستم سه محور وجود دارد كه با هم مساوي بوده و با زاويه 90 درجه همديگر را قطع مي كنند. چنين اشكالي معمولاٌ با سطوح مختلف  از 6تا 12 ، ديده مي شوند . نمك طعام يكي از شناخته شده ترين كانيهاست كه در اين سيستم متبلور مي شود .
  شكل بنياني كاني ها در سيستم تتراگونال، مانند جعبه ايست كه قسمت بالا و پايين آن وجود نداشته باشد . اين يك شكل بازاست كه توسط شكل يا اشكال ديگر كامل مي شود . بنابرين داراي سه محور مي باشد كه دو محور باهم مساوي و محور سوم بلندتر ويا كوتاهتربوده و با يكديگر زاويه قائمه مي سازند . كاسيتريت ، كاني است كه درين سيستم متبلور مي شود .
  در سيستم مونوكلينيك، هيچكدام از سه محور هم اندازه نيستند . دو محور با همديگر زاويه قائمه مي سازند و محور سوم نسبت به ايندو مايل مي باشد .  هر بلور دراين نوع ، دو نقطه تقارن دارد يعني در هر چرخش كامل ، دو بار شكل مشابه نشان مي دهد و مثال درين مورد بلور ژيپس است .
  بلورها درسيستم تريكلينيك داراي سه محور بوده كه هم اندازه نيستند و هيچكدام با ديگري زاويه قائمه نمي سازند . در بين سيستم هاي بلوري ، اين سيستم كمترين تقارن را دارد . اكسينيت يكي از كاني هائيست كه درين سيستم تشكيل مي شود .
  بلورها در سيستم هگزاگونال داراي چهار محور مي باشند كه سه محور داراي طول مساوي و زاويه محل تقاطع آنها 120 درجه بوده و محور چهارم با طولي نابرابر، بصورت قائم آنها را قطع مي كند . بريل  كاني مشهور اين گروه است .
  سيستم تريگونال بسيار مشابه سيستم هگزاگونال مي باشد ( همانگونه كه در تصوير مي بينيد در يك دياگرام نشان داده شده اند .) ساده ترين كاني سيستم تريگونال شامل سه محور برابر است كه زاويه بين آنها قائمه نيست . كلسيت  دراين سيستم متبلور مي شود .

  بلورها در سيستم ارتورومبيك داراي سه محور با طول هاي متفاوت مي باشند كه زاويه بين آنها 90 درجه است . مثال در اين مورد كاني باريت مي باشد .

 

نوشته شده توسط مرتضی نوری زاده در 21:30 |  لینک ثابت   •